باغ رزان _روزنامه نگارالبرزی فریبا کلاهی
بازتاب های خبری البرز_ دلنوشته های من

وقتی زیبایی از زندگی خارج شود،زشتی جای آن را می گیرد
ارسال در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۷/۲۸ توسط فریبا کلاهی

 

حسین پرنیا،نوازنده و آهنگساز :هنر که از زندگی خارج شود،

 

زشتی جای آنرامی گیرید

 

 

 

 

مخالفان فرهنگ و هنر مانند بلدوزری هستند که فقط برای تخریب و نابودی فرهنگ و هنر این مرز و بوم حرکت می کنند. دشمنان ترویج هنر و موسیقی و زیبایی ،بی شک کمر به نابودی مملکت بسته اند. آنان که پول این مملکت رامی برند و بیرون از کشور خرج می کنند،خیانت کارند و دغدغه فرهنگی ندارند.دسته ای از مردم توان زندگی در خارج را دارند می روند زندگی می کنند،اما  خیانت کار تر وبی ایمان تر از کسانی که پول و اقتصاد این مملکت را می برند درکشور دیگر هزینه می کنند، وجود ندارد.

حمایت از هنرمند،حفظ زندگی و آینده مملکت است .موزیسین هایی چون من،وقتی درکشورهای دیگر کنسرتی برگزار می کنند،نماینده کشورند. جز نام کشور ،آینه فرهنگ و هنر مملکت نیستند.آنجا نام ایران است که مطرح می شود موضوع ملی میهنی است و هر ریالی که جذب و به کشوروارد می شود،باعث چرخیدن چرخ های اقتصاد این مملکت است.کسی که برای رفتن به آمریکا و گرفتن اقامت میلیاردی هزینه می کند ،پولی را که با هزاران گرفتاری بدست آمده است به کشور دیگر واریز می کند،جز کمک به موفقیت و پیشرفت آن کشورها گامی برداشته است .بدون هزینه کرد،پولهای مملکت دیگر را خرج می کنند.

بی ایمانی و بی خردی ریشه تمامی این اقدامات مخرب است . بی کفایت ،بی سوادی و بی تعهدیست که انسان را از هنر و فرهنگ و روش درست زندگی دور می کند،وقتی کسی ایمان و تعهد و خرد داشته باشد،می داند کجا و درچه شرایطی زندگی می کند.

وقت و هنر و انرژی که اساتیدهنر از جمله من در امر موسیقی برای تک تک هنرجویان،صرف می کنیم،اگراین استعداد در راه برج سازی و فعالیتهای اقتصادی صرف شود ،جزو بهترین های آن رشته خواهیم بود.ناآگاهی مسولین ،از جایگاه هنر و زیبایی در زندگی آسیب زا و مخرب است.من می دانم کجا و برای چه زندگی می کنم. شرایط مملکتم را می دانم و دغدغه فرهنگ دارم.

در نشست هنرمندان باوزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفتم،از آنجا که هنر ،جززیبایی نیست،اگر هنر را از زندگی خارج کنید،زشتی جایگزین آن خواهد شد.دوم مدح گفتن هنرمندان را کنار بگذارید،امروز عهد آن گذشته است،عصر ارتباط است و همه یک دیگر را می شناسند و از حال یکدیگر باخبرند.سوم اینکه شهری به این بزرگی و این استان بااین همه هنر مند و مزیسین چرا یک انجمن موسیقی ندارد؟

20 سال است که در پی کسب مجوز و تشکیل انجمن موسیقی دوندگی م یکنیم و به جایی نمی رسیم، متاسقانه به دلیل عدم وجود اتحاد بین هنرمندان استان ،تاکنون موفق به رسیدن ثبات نشده ایم. اگرچه گاه گاه حرکت های ناقصی هم وجود دارد.

اینکه تشکیل یک انجمن تخصصی چه اشکالی دارد،نمی دانم اما با تمام قولهای مساعد و تعاریف و تمجیدها ،پس از گذشت حدود یکسال از دیدار با وزیر ارشاد در استان ،هیچ قدمی برداشته نشده است.

وقتی عزیز هنرمندی رادرجلسه دیدار بااستاندار دعوت می کنند،فرصتی است برای حل مشکلات که این الف و ب مشکلات ماست،اگر نمی توانید الف را حل کنید ب را حل کنید.

 تضارب آرای علاقمندان و حامیان موسیقی از جمله مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد استان با مخالفان موسیقی یک حقیقت است،اما حرف این جاست که اگر منعی وجود داشت،اساسا موسیقی وجود خارجی نداشت.وقتی مسولی با موسیقی مخالفت دارد،باید با اهل فن ،علمی صحبت کند،و دلایل را فنی بیان کند.اینکه کسی به خودش اجازه می دهد در اجراشدن یا نشدن یک کنسرتنظر شخصی خودش را تحمیل کند،پذیرفتنی نیست.

در عصری زندگی می کنیم که منطق و تعامل حاکم است و باحرف یک نفر ،همگان چشم نمی گویند.برگزاری جلساتی با اهل فن ،می تواند در این راستا مشکل گشا باشد،مخالف می گویدبانوعی از موسیقی مخالف است،نوعش را و محتوایش را مطرح کنند.

اتفاقاکسانی که می گویند با موسیقی مخالفند،با موسیقی علمی و سنگین و تفکر برانگیز مخالفند،زیرا در عمل ثابت کرده اند که با تمتم موسیقی های وارداتی غرب موافقند و حمایت و پشتیبانی هم می کنند و کنسرت های بی دغدغه هم برایشان برگزار می کنند.درحالی که با کنسرت های ایر انی که پشتوانه علمی،تاریخ و فلسفی،فرهنگی و اعتقادی دارد،به مخالفت برمی خیزند.

موسیقی ایرانی از ریشه اعتقادی و علمیست،زیرا ریشه درتاریخ و جغرافی این مرزو بوم دارد.ریشه درادبیات ما دارد.هر مقام مسولی که با موسیقی مخالف است بایدبیاید و بنشیندبا اهل فن مباحثه کند.نه با قدرت دستور برگزار شدن یانشدن یک کنسرت را صادر کند.زیرادستورات در مورد موسیقی زیرزمین و نوع بد و غیر علمی موسیقی تاثیری ندارد،اثر خوب که نباشد،اثر بد جایگزین آن می شود.مانند بیماری رشد می کندو تیشه به ریشه اخلاق این مملکت می زند.

مخالفت با موسیقی جدی ،که تاریخ بر آن گذشته است و حرف برای گفتن دارد،نتیجه خوبی ندارد. تجربه نشان داده است بیشتر مخالفت ها در اکثر موارد باکلام و شعر است،خب ،بنشینندو با کلام مشکلشان را حل کنند.

وقتی می گویند موسیقی حرام است،باید برای من موزیسین مشخص شود،کجای موسیقی حرام است ؟ آیانت دو ،فا ،سل،می شود حرام باشد؟ موسیقی نمی تواندحرام باشد،مفهوم موسیقی است که اگر غنا بزند،به درک و شعور بزند،می تواند مسئله ساز باشد.

اغلب موسیقی های بی ریشه خود جوش ،که وارد دنیای جوانان ماشده است ،ناهنجاری را ترویج می کند،با پشتوانه مافیای بزرگ مواد مخدر در حال تجارت خاموشی است که در جامعه ما هم در حال رشد است و اعتیاد الکترونیک را دربین جوانان رواج می دهد.باید ببینیم بر ای جایگزین کردن آن،برای جوانان،چه کرده ایم؟

موسیقی بلوز و جز و راک و بخشی از موسیقی الکترونیک بانام موسیقی تلفیقی ،ردگم کنی مقاصد مافیای مواد مخدر استکه در فروش مواد شیمیایی خود از آن استفاده می کنند.درچنین شرایطی یک مقام مسول میاید باموسیقی فاخر جدی مخالفت میکند،حال آنکه امام راحل و مقام معظم رهبری دستورات کاملا روشنی در زمینه موسیقی دارند که خود راهگشاستو هیچ تردید و ابهامی درآن وجود ندارد.

وقتی وزیر ارشادی که توسط رییس جمهور منتخب مردم، که او هم با تایید رهبر در این مقام منصوب شده،انتخاب می شود، مورد تایید برخی مسولین نیست،مصداق عینی بی قانونی و مخالفت با نظام و حکومت است.

وقتی مجوزی برای هنرمند صادر می شود که مهر تایید وزارت ارشاد اسلامی دارد،یعنی مورد تایید قوانین کشور است.

این تظاهر به دین است،انسان خالق موسیقی نیست،کاشف آن است ،از دل طبیعت و نغماتی که درباد وآب است ،هستی بر اساس صوت آفریده شده .ادامه این روند،به صلاح هیچ کس نیست. بهتراست یاواکنش دینی داشته باشیم ،با اجماع علما،چنان که امام فتوای کاملی دراین صورت داردو جای هیچ مغلطه ای هم ندارد.باور من این است در روزگاری که گروهها و تشکلات قوی درجهان ایجاد و حمایت می شودتا فرهنگ غنی و اصیل کشور هارانابودکند،کشورهایی چون افغانستان،ایران،عثمانی ،عراق ،شام با کهن ترین تاریخ و فرهنگ در معرض نابودی و تخریب برنامه ریزی شده ی فرهنگ و آثار هنری، تاریخی قرار می گیرند.5 کشوری که تمدن کهن بشری را رقم می زنند هرکدام به نوعی مورد هجمه قرار گرفته اند،پس در چنین شرایطی حفظ وتولید آثار هنری و حمایت از هنرمند،مصداق زندگی و بقا در آینده است.

اگر بناهاو آثار تاریخی رااز تهران بگیری هیچ جذبه ای برایش نمی ماند.ابر قدرتی چون آمریکا،برای نابود کردن فرهنگ خاورمیانه و اروپا ،برنامه ای حساب شده داردتادر نهایت فرهنگ خودش را بالاببرد و به جهان تحمیل کند.


برچسب‌ها: حسین پرنیا, نوازنده سنتور, هنر, فریباکلاهی

اسلایدر