رستاخیز -در تعریف جشنواره آمده است: به روز یا دورهای از جشنها یا آیینها، یک سری از رویدادهای فرهنگی (مانند نمایش و بررسی فیلمها) که در یک مکان خاص رخ میدهد ،جشنواره گفته میشود.
جشنواره یا Festival برگزاری مراسمی است که برگزارکنندگانش میخواهند اتفاق مبارکی که مثلاً سال پیش در عرصههای مختلف علمی، هنری، فرهنگی، صنعتی و نظایر آن رخداده است، امسال مورد معرفی و تجلیل و تمجید قرار دهند. سخنرانان جشنواره میتوانند در باب موضوع جشنواره، از دری سخنگویند با این تفاوت که مطالب باید بهسوی معرفی و تجلیل و تمجید میل داشته باشد. در برخی دیگر از جشنوارهها به بزرگداشت و یا تجلیل از محصولی خاص پرداخته میشود و یا با معرفی جوایزی فصلی برای تشویق عموم در شرکت و مشارکت در رویداد خاصی تلاش میشود.
اینکه چرا ما عادت کرده ایم به اشتباه هر بازارچه ای را جشنواره به نامیم ریشه ای گم شده در نا آگاهی ها یمان دارد اما وقتی اداره کل میراث فرهنگی استان اعلام می کند اولین جشنواره اقوام را در استان برپا خواهد کرد، سوال برانگیز می شود،زیرا اولین ،هرگز جشنواره نامیده نمی شود.
چندی پیش معاون گردشگری میراث فرهنگی استان البرزدر نقد چند جشنواره اقوام برپا شده در جای جای شهر گفت: جشنواره اقوامی که برگزاری شد مجوزی از میراث فرهنگی نداشت.وهیچ ربطی به جشنواره اقوامی که قرار است توسط معاونت گردشگری میراث فرهنگی ،مهرماه درمجموعه کاخ – موزه مروارید برگزار شود ندارد.
اینجاست که از خود می پرسم چرا کارشناسان عنوان جشنواره را برای اولین نمایشگاه یا آیین گردهمایی اقوام به کار می برند؟ اگر از مفهوم به کار رفته جشنواره که در این گونه بازارچه ها جایگاهی ندارد،چشم پوشی کنیم، از بخش نام گذاری اقوام نمی توان چشم پوشی کرد.
در جشنواره اقوامی که میراث فرهنگی استان برگزار کرده است نه تنها تفاوتی با بازارچه های صنایع دستی دیده نمی شود،که مفهومی اقوام از آن بر نمی خیزد. طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد ،پراکندگی اقوام در استان البرز به قرار زیر اعلام شد: ۴۷ فارس ، ۳۶٫۱ ترک، ۷٫۴ کرد ، ۴٫۴ شمالی شامل گیلک، مازنی، تالشی و ترکمن ، ۳٫۲ لر، ۰٫۶ عرب ۱٫۷٪ ، ۱٫۱ سایر و ۰٫۲ بدونجواب .
متاسفانه هرگز در هیچ یک از نمایشگاه و بازارچه هایی که نمایشگاه اقوام نامیده شدند حتی نیمی از این اقوام دیده و دعوت نشدند. باید قبول کنیم شیوه برپایی این جشنواره ها بر اساس هدف ، باید آشناسازی شهروندان با فرهنگ و توانمندی دیگر اقوام کشور بوده و مدیریت و چیدمان و ساماندهی نمایشگاه باید در راستای این هدف گام برداته کمک کننده باشد. به گونه ای که بازدید کنندگان در یک نگاه با صنایع دستی ،غذایی،گردشگری،پوشش و فرهنگ دیگر استانها آشنا شوند. فروشندگان با نام گذاری غرفه های خود استان خویش را معرفی نموده و موسیقی مربوط پخش کرده یا لباس محلی خویش را بپوشند.
آنچه در این بازارچه دیده می شود محدود به حضور عده ای پای ثابت فروش صنایع دستی چند شهر محدود و نه استان،است که با قیمت کلان تر از شهر، اجناس خود را عرضه نموده و تزیینات غرفه هایشان معرف استان هایشان نیست .
از سوی دیگر پراکندگی غرفه های صنایع دستی و کیف و کفش و در هم آمیختگی با غرفه های جنس چینی و تایوانی و جانوران تاکسی درمی شده و فلافل فروشی، بازدید کنندگان حرفه ای و گردشگران را دلزده می کند .
این پریشانی چیدمان و خلاء حضور قریب به اتفاق نمایندگان استانهای کشور ، در کنار بی برنامگی مراسم افتتاحیه تیری بر قلب یک برنامه فرهنگی بزرگ از سوی مدیریت میراث فرهنگی استان بود.
افتتاحیه ای که برگزار نشد
آغاز برنامه افتتاحیه ۵ عصرروز پنجشنبه اعلام شده بود که از دوروز پیش توسط هواشناسی هشدار و کارت قرمز بارش باران شدید و آب گرفتگی معابرداشت! اینکه خبرنگاران وظیفه شناس و بازدید کنندگان فرهنگ دوست پیش از مسولین و غرفه داران در محوطه کاخ مروارید حضور داشتند، یک سوی ماجرا ست و عدم آمادگی غرفه داران و دست پاچگی برای چیدمان شتابزده غرفه های خالی زیر باران سیل آسا سوی دیگر آن و به تمام این آشفتگی ها اضافه کنید ،مسولین بی تفاوت را که برای اجتناب از خیس شدن در باران ،حضور خبرنگاران و مدعوین را نادیده گرفته و در افتتاحیه حضور نیافتند.باران از سقف غرفه ها سرازیر بود و بازدید کنندگان در غرفه های خالی پناه می گرفتند.فضای پاییزی غمگین در کنار موسقی پاپ که هیچ ربطی به فرهنگ و اقواممان نداشت زیر صدای باران بود.
بی برنامگی ادامه دارد
ترافیک ورودی پارکینگ به کندی صورت می گرفت و یک نفر بدون اطلاع از ظرفیت و گنجایش پارکینگ، با حوصله و آرامش بی توجه به بوق های مکرر رانندگان در باران مانده،ضمن اخذ سه هزار تومان وجه نقد خودرو هارا به داخل راه داده و منجر به بند آمدن مسیر شده بود . درهمین زمان خودروهایی که به دلیل عدم ظرفیت،پشیمان از ورود، مجبور به دور زدن شده بودند، در خیابان سه چهار متری که دو طرفش خودرو پارک شده شاخ به شاخ خودروهای ورودی گره خورده و در تله ای افتاده بودند که نه راه پس داشت و نه راه پیش.
موازی کاری مثل همیشه ،کسی پاسخگو نیست
تصمیم گرفتم تا اعتراضم را به گوش کسی برسانم !که متاسفانه از انبوده بیسیم داران یکی سرباز بود و بی خبر، دیگری دربان بود و مسولیت پارکینگ نداشت، آن دیگری برگزار کننده جشنواره نبود،دیگری حراست بود وظیفه رسیدگی به خبرنگار نداشت، روابط عمومی میراث هم که ساعتی پیش اعتراضم را شنیده و پاسخی نداشت .بنده هم نفهمیدم بالاخره انبوه معترضان با چه کسی باید گفتگو کنند؟ سراپا خیس از باران و رحمت الهی ،خسته از زحمت مضاعف بی حاصل برای پوشش خبری افتتاحیه جشنواره مجوز دار اداره کل میراث فرهنگی استان، با سری پر سوال از دغدغه های بی فرجام فرهنگی دوری در نمایشگاه زدم تا بازدیدکنندگان بگویند که چه بنویسم.
نمایشگاهی که پیش از افتتاح زیر سوال رفت
جمعی از دانشجویان و اساتید رشته مدیریت جهانگردی که برای حضور در برنامه افتتاحیه مراجعه کرده بودند در گفتگو با خبرنگار رستاخیز از این عدم هماهنگی گلایه کرده و افزودند: با توجه به اینکه پیش بینی هوا کار چندان سختی نیست ،برگزاریو دعوت از کارشناسان و عدم حضور مسولین جای سوال دارد.
از سوی دیگر چیدمان و غرفه های تدارک دیده شده غیر تخصصی در نمایشگاهی که اداره کل میراث فرهنگی استان برگزار می کند پذیرفته نیست .
به گفته بازدید کنندگان فضای موجود بیشتر نمایشگاهی بوده و به بازارچه های هفتگی شباهت دارد و نمی توان گفت که این اتفاق یک جشنواره اقوام است. علی رغم اظهارات مسولین،فرقی بین این نمایشگاه و دیگر اتفاقات مشابه در کرج نیست .
پتانسیل هایی که نادیده گرفته می شوند
بنا بر آنچه بازدید کنندگان حرفه ای جشنواره های اقوام ،اظهار داشتند، متاسفانه البرز هرگز در برگزاری چنین جشنواره هایی موفق نبوده و علی رغم اینکه ، ایران کوچک نامیده می شود، هیچ جشنواره تمام و کمالی با حضور اقوام نداشته است و حال و هوای جشنواره بیان کننده حضور فرهنگ های رنگارنگ کشورمان نیست .
این گزارش عکس ندارد زیرا نمی خواهم تصاویر ناخوشایند نمایشگاه ،انگیزه بازدید کنندگان روزهای آینده راتحت تاثیر قرار دهد.
فریبا کلاهی
برچسبها: فریباکلاهی, خبرنگار, نمایشگاه اقوام, اداره کل میراث فرهنگی و صنایع دستی
