http://www.rastakhiznews.ir/news.aspx?NewsID=1101
یادداشت رستاخیز – فریبا کلاهی
می گفت همه جا الان اینطوریه .شهرداری همه دست فروش هاروجمع می کنه .
گفتم شب عیدی همه قشنگی و دلخوشی مردم همین دست فروش هاهستند که !
همسرم گفت : دست فروشی برند کرجه !همین گوهردشت ،اگر دست فروش هاش نباشند اصلا هویتش رو از دست می ده.
وقتی دید ما هم از طرفداران دست فروش ها هستیم سر وجد و اومد و واستاد به درد و دل کردن : بچه ها دارن به هم دیگه اس ام اس می زنن که جمع کنین جرات نمی کنم ترازوم رو بیارم بیرون می برن ،یا می شکونن . چیپس هامو می پام مشتری که اومد از تو ماشین تراز و در میارم می کشم .
اون یکیشون که خیلی جوون بود می گفت : بده من ددارم کار می کنم نون درمیارم؟ ندارم مغازه اجارهن کنم یا حق الحساب شهرداری بدم . باید از یک جایی شروع کنم دیگه . برم مواد بفروشم خوبه؟ جنس چینی آشغال و به درد نخور بریزم تو بازار هورا می شم ؟
گفتم : نه کار شرافتمندانه ای می کنی دستت درد نکنه . می دونم مغازه دارها فکر می کنن شما کاسبیشون را کساد کردید . حق هم دارند .خداد تومن اجاره می دن .
جواب داد که به خدا اگر ما نباشیم مردم رغبت خیابون اومدن ندارند . به هوای ما اونها بیشتر می فروشند تا دیر وقت باز نگه می د ارند.
می دونی چیه پچراغ های شهر را ما روشن نگه داشتیم .
عجب حرفی زد . خیلی خوشم اومد . راست می گفت . در دل تاریکی شب از خیابون ها که رد می شی یک چراغ دست فروشی ،هرچی که باشه ،انگار نور امیده . انگار تو شهر تنها نیستی . فرق نداره لبومی فروشه یا تی شرت . همون شب بازار میدوان طالقانی گردشگاه مردم بود که ریختنش به هم به هوپارک . حالام خرابه ای بیش نیست .
چراغ های شهر را کسانی روشن نگه داشتن که تو کسادی بازار ،هنوز مردم را به خرید وچرخه پول ،وا می دارند . هنوز به مردم امید می دن یک چیزایی هست تو بتونی بخری . برند نیست ،مُدال نیست اما قشنگه ، تو دوستش داری و می تونی بخری و شاد باشی بخشی از نیاز هایت را به قیمت کمتری تهیه کردی .
کاش برای این باقی مونده هویت قدیمی شهر فکری شود .تا چراغ ها همیشه روشن بمانند.
فریبا کلاهی (رزان)
برچسبها: فریبا کلاهی, خبرنگار, دست فروش
