آیین باور - کشف حجاب در ایران زمانی اتفاق افتاد که رضا شاه قانونی را در ۱۷ دی ۱۳۱۴ به تاریخ ایران تصویب کرد که به موجب آن، زنان ودختران ایرانی از استفاده از چادر، روبنده و روسری منع شدند.نخستین نشانههای کشف حجاب را میتوان در سخنرانی بدون روبنده طاهره قرهالعین و همچنین در دربار ناصرالدین شاه قاجار و در محافل روشنفکری یافت. همچنین فعالان جنبش زنان ایران در دوره مشروطه و ابتدای حکومت رضاشاه بحثهایی در نقد حجاب گشودند؛ ولی رسمیت پیدا کردن و اجباری شدن چند سالهٔ آن به دوره حکومت رضا شاه بازمیگردد

تاریخ پوشاک، بخشی از تاریخ تمدن و فرهنگ انسان است. برای آگاهی از شیوه پوشش در ایران، باید تاریخ فرهنگی مردمان این سرزمین کهن را بررسی کنید، زیرا به واسطه آن میتوان آگاهیهایی ارزشمند درباره سیر دگرگونی تاریخی، زیباییشناسی، اعتقادات، طبقات اجتماعی و پیشرفت صنعت به ویژه نساجی و پارچهبافی دورههای تاریخی به دست آورد.
برگزیدن رنگ و نقش روی پارچه و تزیین لباس، شناساننده قومیت، شخصیت، باورها و منزلت اجتماعی است؛ هرچند لباس کارکردهایی دیگر همچون جلوگیری از سرما و تابش آفتاب و از همه مهمتر پوشاندن بدن نیز دارد.
دکتر منصوره اتحادیه، دانشآموخته تاریخ دانشگاه ادینبورگ انگلستان در مقطع دکترا و مدیر نشر تاریخ ایران که آثاری چون «خاطرات تاج السلطنه»، «آمار دارالخلافه تهران» و «خاطرات و اسناد حسینقلی خان نظامالسلطنه مافی» تالیف کرده است درباره این دگرگونیها و تاثیرها و پیامدهای آن در جامعه ایرانی در تاریخ معاصر ایران به پرسش هایی پیرامون این دگرگونی پاسخ می دهد:
آیا میتوان پیشینهای برای مد لباس و پوشش در میان ایرانیان در سدههای اخیر جست؟
اصولا در شرق مد نداشتهایم، اگر به جوامع اروپایی و فرنگی بنگریم، تقریبا هر ۵٠ ویا ١٠٠ سال، مد اعم از مدل مو، کلاه و حتی کفش به طور کلی دگرگون میشود. حتی اگر به مینیاتورهای ایرانی نظر کنید درمییابید فارغ از پوشش سر که تفاوت میان مردان و زنان است، لباس زن و مرد تقریبا یکسان و شبیه است. حتی برشهای لباس زنان و مردان در این مینیاتورها یکی است. بنابراین اهمیت به گونههای لباس و تغییرات مد در آنها پس از آشنایی با غرب در ایران پدید آمد. واژههایی مانند کت، پالتو، مانتو، پلیور و مایو ایرانی نیستند وسیر تاریخ را نشان می دهند. زنان روستاها، قصبات و طبقات فرودست به همین دلیل نگونبخت شدند؛ این بخش از مردم به هرحال همواره لباسهای پاره و وصلهای بر تن داشتند. بارها در مکاتبات فرماندارها با پایتخت با این موضوع برخوردهام که فرماندار در نامهاش، بر کهنه و مندرس بودن لباس مردم و لزوم فرستادن لباسهای نو از تهران بسیار تاکید کرده است.
ایجاد این تغییرات در جامعه اما در دوره قاجار کاملا روشن و علنی است، به ویژه نقطه شروع این تغییرات در لباس، متحدالشکل کردن قشون به شمار میآید.لباسهای قشون از این دوران، تحت تاثیر غرب و مناسبتر برای جنگ درمیآید چون به جای عباهای بلند از کتهای کوتاه و به جای شلوارهای گشاد از نمونههای تنگ و اروپایی آن تقلید کردند. البته اگر به عکسهای ناصرالدینشاه هم نگاه کنید لباسهای وی نه سنتی نه کاملا فرنگی است، که، تلفیقی از این دو به شمار میآید.
زنان ایـرانی بیشتر از چه راههـایی با شـیوه پوشش زنان اروپایی آشنا شدند؟
پدیده مد در ایران به هرحال از راههای گوناگونی مانند همنشینی و رفتوآمد، کارتپستال و حتی مجلههای مد کمکم مطرح شد و مورد توجه مردم، چه مردان چه زنان قرار گرفت.
پوشش زنان هرچند دو دسته بوده است؛ لباس درون منزل به شکلهای دیگری بود که یک شلوار بلند مشکی با بلوزها و دامنهای بلند و گاه جلیقه را دربرمیگرفت. لباس بیرون منزل، چادری بود که با گونههای امروزی آن کاملا تفاوت داشت و به آن «چادر کمری» میگفتند. افزون بر آن «چاقچور» به همراه روبنده مورد استفاده بوده است.
یعنی حجاب در روستاها نیز برداشته شد؟
بله، در همه ایران این کار به زور انجام شد. عکسی از زنان لر برجای مانده است که کشف حجاب کردهاند. این سند، به نظرم تماشایی است. بر تن همه آنها مانتو و کلاه پوشاندهاند، البته کلاهها مانند کلاههای مردانه است برای این که بخشی بیشتر از موی سر را دربربگیرد. چون این کار با زور انجام شده است.
کشف حجاب بنابراین تنها ویژه تهران یا شهرهای بزرگ نبوده است. شما تصور کنید تا چه اندازه برای یک روحانی و زن او دشوار بوده که هم مرد لباس روحانیت خود را کنار بگذارد هم زن لباس اروپایی بر تن کند و حتی عکس هم بگیرد، چون عکسها باید در روزنامهها چاپ میشد.
به خیاطخانهها اشاره کردید، طبیعتا پدیدههایی تازه پس از کشف حجاب و براساس نیاز مردم باید شکل گرفته باشد؟
بله! با این اوصاف پس از رخداد کشف حجاب، طبیعی است که پدیدههایی تازه در جامعه مانند خیاطخانهها، اعلانها و تبلیغات آن در روزنامه و مکانهای گوناگون، تبلیغات پارچههای خارجی و گاه ایرانی، اعلانهای مربوط به جوراب و جوراببافی ایجاد شود. جورابها در آن زمان ابریشمی است.
البته در کنار همه اینها انتقاداتی نیز صورت میگرفته است؛ این که زنان تنها جنبه ظاهری غرب را وام گرفتهاند و فقط به لباس و آرایش خود اهمیت میدهند، مد را دنبال کرده و تغییری در فرهنگ خود پدید نمیآورند.
درباره بزک و دوزک بگید. در عکسهای زنان قاجار میبینیم بسیاری از آنان مانند مردان سبیلهای مشکی و پررنگ دارند،این مساله واقعا بخشی از زیباییشناسی آن دوره است؟
بسیاری میپندارند سبیل زنان در این عکسها واقعی است ولی به واقع چنین نیست. خانم افسانه نجمآبادی کتابی با نام «مردان بدون ریش و زنان سبیلدار» دارد که اشارههایی به این پدیده کرده است.
سبیلهای ساختگی زنان قاجاری در عکسها صرفا راهی برای نزدیکتر شدن به مردان بوده است، در این دوران به دلیل گسترده شدن تمایلات همجنسگرایانه برخی مردان، زنان خود را به این صورت آرایش میکردهاند تا مورد پذیرش قرار بگیرند.
پس آرایشگرهایی نیز برای زنان وجود داشته است؟
بله، آرایشگرها هم بودهاند اما نه به شکلی که امروز میبینیم.آنان عموما به خانهها میرفتند و مغازه نداشتند، چون جامعه آن روزگار به این قشر نگاه خوبی نداشتند و آنان چندان از اعتبار برخوردار نبودند. بیشتر آنها ارمنی بودند و چون با ارمنستان و روسیه ارتباط داشتند به شیوههای تازه آرایش کردن آشنا بودند؛ به ویژه از دهه ١٣١٠ خورشیدی روزنامهها اعلانهایی فراوان برای انواع لوازم آرایش منتشر میکنند.
چه محلههایی از تهران اینگونه محصولات را میفروختند؟حتما لالهزار یکی از آنها بوده است.
بله، لالهزار و پیرامون آن مرکز چنین فروشگاههایی بوده و در بازار نیز احتمالا چنین محصولاتی عرضه میشده است.
کفش را چگونه تهیه میکردند؟ کفاشها تا چندی پیش، از قشرهای مهم و کارآمد جامعه بودند.
بله، به این دلیل که همه کفش میدوختند و به شکل امروزی آن خرید و فروش نمیشد. خودم به یاد دارم که از پارچه لباسی که میدوختم، کفش هم تهیه میکردیم. مدل کفش البته از خارج وارد میشد. کفش پس از مدتی از چین وارد شد و کمی بعد کفش ملی هم به راه افتاد.
منبع:
http://faradeed.ir/fa/news/8682/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-
برچسبها: حجاب, کشف حجاب, پهلوی, زن
